روستا و توسعه پایدار فضا

روستا و توسعه پایدار فضا

نابرابری فضایی و روند زمانی عدالت بیمه‌ای در نواحی روستایی (مورد مطالعه: بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر استان کردستان)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکترا- دانشکده جغرافیا-دانشگاه خوارزمی
2 استاد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی، تهران،ایران
3 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی، تهران،ایران
10.22077/vssd.2026.11371.1372
چکیده
هدف پژوهش حاضر، واکاوی توزیع عدالت فضایی بیمه‌ای در نواحی روستایی استان کردستان با تأکید بر صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر است. پژوهش از نظر روش ، کمی و با رویکرد تحلیل فضایی انجام شده است. داده‌های سال ۱۴۰۲ از صندوق مذکور و مرکز آمار ایران استخراج گردید. برای تحلیل الگوهای فضایی از شاخص خودهمبستگی فضایی موران، تحلیل تراکم فضایی و تکنیک تحلیل نقاط داغ بهینه شده در محیط GIS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استان کردستان با نرخ بهره‌برداری ۳۹ درصدی بالاتر از میانگین کشوری (۱۷ درصد) قرار دارد، اما توزیع فضایی در سطح شهرستان‌ها عمیقاً نابرابر است. آماره موران (8.32=Z و 00/0=P) حاکی از الگوی خوشه‌ای معنادار است. لکه‌های داغ در شرق استان (بیجار، قروه، دهگلان) و لکه‌های سرد در غرب مرزی (بانه، مریوان) متمرکز شده‌اند. نسبت پشتیبانی نیز الگوی معکوسی نشان می‌دهد: بیجار با ۵.۶ پایین‌ترین و مریوان با ۴۲ بالاترین مقدار را دارد. این یافته‌ها نشان‌دهنده دو پدیده است: نخست، شکاف فضایی عمیق میان شرق و غرب استان؛ دوم، پارادوکسی که در آن مناطق موفق در جذب اولیه بیمه‌شدگان، امروز با چالش پایداری مالی (ناشی از افزایش مستمری‌بگیران) مواجه‌اند. بنابراین، تحقق عدالت توزیعی بیمه‌ای در نواحی روستایی کردستان نیازمند سه اقدام است: سیاست‌های هدفمند مکان‌مبنا، توسعه زیرساخت‌ها در مناطق مرزی و مدیریت تعادلی منابع میان شهرستان‌ها است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Spatial Inequality and Temporal Trends of Insurance Justice in Rural Areas (Case Study: Social Insurance Fund for Farmers, Rural Residents, and Nomads in Kurdistan Province)

نویسندگان English

leila Mafakheri 1
Hamed Ghadermarzi 2
Farhad Azizpour 3
1 PhD student - Faculty of Geography - Kharazmi University
2 Professor of Geography and Rural Planning, Department of Human Geography, Faculty of Geographical Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran
3 Associate Professor of Geography and Rural Planning, Department of Human Geography, Faculty of Geographical Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran
چکیده English

1. مقدمه



فقر روستایی و نابرابری‌های اجتماعی ـ اقتصادی همچنان از مهم‌ترین چالش‌های کشورهای در حال توسعه به شمار می‌روند. بر اساس گزارش بانک جهانی (2024)، حدود 45 درصد جمعیت جهان همچنان در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و در کشورهای در حال توسعه بیش از نیمی از جمعیت در سکونتگاه‌های روستایی ساکن هستند. این مناطق اغلب با محدودیت فرصت‌های اقتصادی، ضعف زیرساخت‌ها، دسترسی پایین به خدمات عمومی و وابستگی به اقتصادهای آسیب‌پذیر کشاورزی مواجه‌اند. در نتیجه، جمعیت روستایی بیش از سایر گروه‌ها در معرض فقر، بیکاری و ناامنی اجتماعی قرار دارد. در این میان، نظام‌های بیمه اجتماعی به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاستی برای کاهش آسیب‌پذیری، ارتقای رفاه اجتماعی و تقویت توسعه روستایی شناخته می‌شوند.



در ایران، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در سال 1384 با هدف گسترش حمایت‌های اجتماعی در میان جمعیت روستایی و کاهش نابرابری‌های رفاهی تأسیس شد. دولت نیز بخش عمده‌ای از حق بیمه را یارانه داده است تا امکان دسترسی خانوارهای روستایی به خدمات بیمه‌ای افزایش یابد. با وجود این تلاش‌ها، توزیع فضایی خدمات بیمه‌ای در مناطق روستایی کشور یکنواخت نبوده و تفاوت‌های قابل توجهی در میزان پوشش بیمه‌ای، دسترسی به دفاتر بیمه، آگاهی از مزایای بیمه و تداوم مشارکت در میان نواحی مختلف روستایی مشاهده می‌شود.



از منظر نظریه عدالت فضایی، دسترسی به خدمات عمومی نباید تابع موقعیت جغرافیایی افراد باشد. عدالت فضایی تأکید می‌کند که نابرابری در توزیع خدمات رفاهی بازتابی از ساختارهای نابرابر قدرت، توسعه نامتوازن سرزمینی و تصمیم‌گیری‌های متمرکز است. در مناطق روستایی، این نابرابری‌ها معمولاً تحت تأثیر عواملی نظیر دورافتادگی، ضعف زیرساخت‌ها، کاهش اعتماد نهادی و وابستگی به اقتصاد غیررسمی تشدید می‌شود. مناطق مرزی و پیرامونی نیز بیش از سایر مناطق در معرض محرومیت از خدمات رفاهی قرار دارند. استان کردستان در غرب ایران نمونه‌ای روشن از این نابرابری‌های فضایی است؛ زیرا دارای ساختار کوهستانی، پراکندگی سکونتگاه‌های روستایی، موقعیت مرزی و تفاوت‌های محسوس اقتصادی و اجتماعی میان شهرستان‌هاست.



اگرچه استان کردستان در مقایسه با میانگین کشوری از پوشش بیمه‌ای نسبتاً بالایی برخوردار است، اما نابرابری‌های درون‌استانی میان شهرستان‌ها و نواحی روستایی همچنان قابل توجه است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف واکاوی توزیع فضایی عدالت بیمه‌ای در نواحی روستایی استان کردستان و با تأکید بر صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر انجام شده است. این مطالعه در پی شناسایی نابرابری‌های فضایی در پوشش بیمه‌ای و نسبت پشتیبانی و نیز تحلیل الگوهای فضایی حاکم بر این نابرابری‌هاست.



---



2. روش‌شناسی



پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل فضایی و تکنیک‌های آمار فضایی انجام شده است. قلمرو مکانی پژوهش شامل تمامی نواحی روستایی استان کردستان در غرب ایران بوده و قلمرو زمانی آن دوره 1385 تا 1402 را دربر می‌گیرد که تمرکز اصلی بر داده‌های سال 1402 است.



داده‌های مورد نیاز از آمارهای رسمی صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر و همچنین مرکز آمار ایران استخراج شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی روستاییان واجد شرایط بیمه در 10 شهرستان استان کردستان است. گردآوری داده‌ها به صورت سرشماری و با استفاده از داده‌های ثانویه اداری انجام شد.



در این پژوهش شاخص‌هایی نظیر نسبت بیمه‌شدگان فعال به جمعیت روستایی، نسبت بیمه‌شدگان غیرفعال، نسبت ثبت‌نام اولیه، نسبت مستمری‌بگیران، نسبت منتقل‌شدگان به سایر بیمه‌ها و نسبت پشتیبانی (نسبت بیمه‌شدگان فعال به مستمری‌بگیران) مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل روند زمانی، از تحلیل نرخ رشد سالانه در دوره 1385 تا 1402 استفاده شد.



در بخش تحلیل فضایی، برای سنجش وجود خودهمبستگی فضایی و تعیین نوع الگوی فضایی از آماره موران استفاده گردید. همچنین، تحلیل نقاط داغ بهینه‌شده مبتنی بر آماره Getis-Ord Gi* برای شناسایی خوشه‌های معنادار مقادیر بالا (لکه‌های داغ) و مقادیر پایین (لکه‌های سرد) به کار گرفته شد. افزون بر آن، تحلیل تراکم کرنل نیز برای شناسایی نواحی دارای تمرکز بالای بیمه‌شدگان فعال استفاده شد. تمامی تحلیل‌ها در محیط نرم‌افزار ArcGIS و با استفاده از افزونه‌های آمار فضایی انجام گرفت.





## 3. یافته‌ها



نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استان کردستان از نظر پوشش بیمه اجتماعی روستایی عملکردی بالاتر از میانگین کشور دارد. در سال 1402، میانگین کشوری بهره‌برداری از صندوق بیمه اجتماعی روستایی حدود 17 درصد بوده، در حالی که استان کردستان با نرخ 39 درصد در زمره استان‌های برتر کشور قرار گرفته است. از مجموع حدود 183 هزار نفر جامعه هدف روستایی، بیش از 81 هزار نفر تحت پوشش فعال بیمه قرار داشته‌اند.



با وجود این عملکرد مطلوب در سطح استان، نابرابری‌های فضایی شدیدی میان شهرستان‌ها مشاهده می‌شود. شهرستان بیجار با نرخ بهره‌برداری 63.04 درصد بالاترین میزان پوشش را داشته، در حالی که شهرستان بانه با 22.41 درصد پایین‌ترین نرخ را ثبت کرده است. شهرستان‌های دیواندره، قروه و سقز نیز بالاتر از میانگین استانی قرار دارند، اما مریوان و کامیاران پایین‌تر از میانگین استان هستند.



تحلیل روند زمانی نشان داد که تعداد بیمه‌شدگان در دوره مورد مطالعه دارای نوسانات شدید و روندی غیرخطی بوده است. سال‌های ابتدایی با رشد سریع ناشی از اجرای برنامه‌های بیمه‌ای همراه بود، اما در ادامه دوره‌هایی از افت و بی‌ثباتی مشاهده شد. بیشترین تعداد بیمه‌شدگان فعال در سال‌های 1398 و 1399 ثبت شد، اما در سال‌های 1401 و 1402 مجدداً کاهش چشمگیری رخ داد. این نوسانات نشان‌دهنده بی‌ثباتی سیاست‌ها و شرایط اقتصادی مؤثر بر نظام بیمه‌ای است.



نتایج آماره موران (Z=8.32 و P=0.00) وجود خودهمبستگی فضایی قوی و معنادار را تأیید می‌کند؛ به این معنا که شاخص‌های بیمه‌ای از الگوی خوشه‌ای پیروی می‌کنند و توزیع آن‌ها تصادفی نیست. تحلیل نقاط داغ نیز نشان داد که شهرستان‌های شرقی استان به ویژه بیجار، قروه و دهگلان، لکه‌های داغ معنادار در اغلب شاخص‌های بیمه‌ای را تشکیل می‌دهند. در مقابل، شهرستان‌های مرزی غربی مانند بانه و مریوان به عنوان لکه‌های سرد با پوشش پایین بیمه‌ای شناخته شدند.



تحلیل نسبت پشتیبانی نیز الگوی فضایی معکوسی را نشان داد. شهرستان مریوان با نسبت پشتیبانی 42 بالاترین وضعیت پایداری مالی را داشته، در حالی که بیجار با نسبت 5.6 پایین‌ترین مقدار را ثبت کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد مناطقی که زودتر وارد نظام بیمه‌ای شده‌اند، اکنون با فشار مالی ناشی از افزایش تعداد مستمری‌بگیران مواجه‌اند. همچنین تحلیل تراکم کرنل نشان داد که بیشترین تمرکز فضایی بیمه‌شدگان فعال در بخش‌های مرکزی و جنوبی استان، به ویژه پیرامون سنندج و سروآباد قرار دارد.





4. بحث و نتیجه‌گیری



نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه استان کردستان در مقایسه با میانگین کشوری از پوشش بیمه‌ای نسبتاً مطلوبی برخوردار است، اما عدالت بیمه‌ای در سطح فضایی به شدت نابرابر توزیع شده است. شکاف فضایی شرق ـ غرب استان بازتابی از نابرابری‌های ساختاری در توسعه اقتصادی، زیرساخت‌ها، دسترسی نهادی و پیوند با اقتصاد رسمی کشور است.



شهرستان‌های شرقی مانند بیجار و قروه دارای اقتصاد کشاورزی پایدارتر، شبکه‌های ارتباطی مناسب‌تر و ارتباط قوی‌تر با نهادهای رسمی بوده‌اند و همین امر موجب گسترش سریع‌تر بیمه اجتماعی در این مناطق شده است. در مقابل، شهرستان‌های غربی مرزی بیشتر به اقتصاد غیررسمی، تجارت مرزی و مشاغل ناپایدار وابسته‌اند و پیوند ضعیف‌تری با نظام بیمه اجتماعی رسمی دارند. افزون بر آن، ضعف اعتماد نهادی، دورافتادگی جغرافیایی و مشکلات تاریخی مناطق مرزی نیز در کاهش مشارکت بیمه‌ای این مناطق نقش داشته است.



این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که افزایش پوشش بیمه‌ای به تنهایی به معنای تحقق عدالت بیمه‌ای پایدار نیست. مناطقی که در جذب اولیه بیمه‌شدگان موفق‌تر بوده‌اند، اکنون با کاهش نسبت پشتیبانی و افزایش فشار مالی ناشی از رشد مستمری‌بگیران مواجه شده‌اند. بنابراین، عدالت بیمه‌ای باید همزمان دو بعد «دسترسی عادلانه» و «پایداری مالی» را دربر گیرد.

کلیدواژه‌ها English

Spatial Justice
Rural Social Insurance
Hot Spot Analysis
Support Ratio
Kurdistan Province

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 20 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 29 اردیبهشت 1405
  • تاریخ بازنگری 22 تیر 1405
  • تاریخ پذیرش 20 شهریور 1405