<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روستا و توسعه پایدار فضا</title>
    <link>https://vssd.birjand.ac.ir/</link>
    <description>روستا و توسعه پایدار فضا</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 16 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی تاثیر درگیری ذهنی گردشگران بر قصد بازدید مجدد از مقصد (مطالعه موردی: روستاهای گردشگری بخش طرقبه، شهرستان طرقبه-شاندیز)</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4043.html</link>
      <description>درگیری ذهنی نقش مهمی در کسب رضایت گردشگران و تمایل آن‌ها جهت بازدید مجدد به مقصد گردشگری را دارد. زیرا درگیری ذهنی نتیجه تجربیات و اداراک گردشگر از مقصد می‌باشد و نحوه رفتار وی را با مقصد در بلند مدت شکل می‌دهد و نقش اساسی در پیشرفت و ارتقاء گردشگری در مقصد دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل و بررسی تاثیر عوامل موثر درگیری ذهنی بر قصد بازدید مجدد به روستاهای مقصد گردشگری می‌باشد. روش تحقیق پژوهش، توصیفی-تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می‌باشد. محدوده مورد مطالعه 10 روستای گردشگری بخش طرقبه است و جامعه آماری در این تحقیق کلیه گردشگرانی می‌باشند که به صورت روزانه و یا حداقل یک شب در این روستاها اقامت داشتند. برای تخمین حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برای جامعه نامعلوم انجام شد که تعداد نمونه‌ها برابر با 384 نفر می‌باشد که به صورت کاملا تصادفی مورد سنجش قرار گرفتند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و پاسخگویی به سوال تحقیق و رسیدن به هدف از مدل معادلات ساختاری در نرم‌افزار Pls استفاده شده است. همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری ساختاری نشان داد که عامل خدمات عمومی با میزان اثر 0.409 بیشترین تاثیر را در قصد تکرار سفر گردشگران داشته است و در رتبه اول قرار گرفت. همچنین عامل‌های زیبایی بصری، عامل جغرافیای عمومی روستا، عامل اقتصادی، عامل فرهنگ گردشگری و عامل زیرساختی به ترتیب با میزان اثرهای 0.378، 0.272، 0.204، 0.167 و 0.163 بعد از عامل خدمات عمومی در رتبه‌های دوم تا پنجم بر اساس میزان اثرشان بر تکرار سفر قرار گرفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازگاری جوامع روستایی با تغییرات اقلیمی در جنوب شرق ایران</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4088.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی یکی از مهم‌ترین چالش‌های قرن حاضر به شمار می‌رود و جوامع روستایی که معیشت آنان وابسته به منابع طبیعی است را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. سازگاری با این تغییرات، در واقع راهبردی است برای کاهش پیامدهای منفی آن بر این جوامع. موفقیت در طراحی و اجرای راهبردهای سازگاری، پیش از هر چیز مستلزم درک صحیح و ظرفیت‌سازی در جوامع روستایی نسبت به تغییرات اقلیمی و روش‌های مواجهه با آن است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارزیابی و تحلیل سازگاری جوامع روستایی با تغییرات اقلیمی در جنوب شرق ایران است که بخش مرکزی شهرستان نیمروز بعنوان نمونه انتخاب شده است. این پژوهش، بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پیمایشی می‌باشد که در آن، جامعه آماری پژوهش سرپرستان خانوارهای ساکن در 16 روستای نمونه بخش مرکزی شهرستان نیمروز تشکیل دادند که بر اساس فرمول کوکران 361 نفر به‌عنوان حجم نمونه به شیوۀ تصادفی انتخاب شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGIS و با استفاده از مدل EDAS و آزمون های T تک نمونه ای و واریانس با اندازه‌های مکرر انجام گردیده است. یافته‌ها نشان داد که اگرچه میانگین کلی سازگاری (۵۹/۳) در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد، اما ناهمگونی فضایی قابل توجهی بین روستاها وجود دارد؛ به‌طوری‌که روستاهای دارای دسترسی و آگاهی بهتر (روستای فقیرلشکری) سازگاری بالا و روستاهای دورافتاده (روستای بزی علیا) سازگاری بسیار پایینی دارند. همچنین، از بین ابعاد پنج‌گانه، بُعد اقتصادی با میانگین ۹۶/۲ به عنوان ضعیف‌ترین مؤلفه و بُعد کالبدی با میانگین ۲۷/۴ به عنوان قوی‌ترین مؤلفه شناسایی شد. در کنار ضعف اقتصادی، تمایل بسیار بالا به مهاجرت در تضاد با سطح پایین کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی، حاکی از شکاف بین آگاهی و عمل در فرآیند سازگاری بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی سیاست‌گذاری کسب و کارهای گردشگری روستایی از منظر ذی نفعان (مطالعه موردی: روستاهای ساحلی شهرستان چابهار)</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4206.html</link>
      <description>کسب‌و کارهای گردشگری روستایی راهبردی کلیدی برای تحقق اهداف توسعه پایدار، ایجاد اشتغال، کاهش فقر، مهار مهاجرت بی‌روزه و احیای فرهنگی و زیست‌محیطی این نواحی به شمار می‌رود. این بخش پویا می‌تواند به موتور محرک اقتصادی جوامع روستایی تبدیل شود. در این مسیر، سیاستگذاری جوامع روستایی نقشی تعیین‌کننده در هدایت، تسهیل و تضمین پایداری توسعه کسب‌وکارهای گردشگری روستایی ایفا می‌کند. هدف این پژوهش بررسی ارزیابی سیاست‌گذاری کسب و کارهای گردشگری روستایی از منظر ذی نفعان در روستاهای ساحلی شهرستان چابهار می‌باشد. این پژوهش بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی است. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنین روستاهای ساحلی شهرستان چابهار می‌باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGIS، و با استفاده از مدل های سوارا، EDAS و آزمون‌های T تک نمونه‌ای، پیرسون و رگرسیون خطی انجام گردیده است. یافته‌های پژوهش نشان می دهد که سیاست‌گذاری موجود از تعادل برخوردار نبوده است؛ به طوری که شاخص‌هایی مانند بهره‌برداری از پتانسیل‌های محلی و توسعه بازارهای فصلی در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند، اما شاخص‌های بنیادینی چون برندسازی، بازاریابی دیجیتال، آموزش مهارت‌های کارآفرینی و مهم‌تر از همه، ایجاد ساختار نهادی کارآمد در پایین‌ترین سطح ارزیابی شده‌اند. همچنین براساس نتایج مدل EDAS ناهمگونی قابل توجهی را در سطح موفقیت سیاست‌گذاری محلی بین روستاهای مختلف نشان می‌دهد و براساس نتایج مدل، روستاهای رمین و تیس در مقایسه با روستاهای پسابندر و بریس از وضعیت نسبتاً بهتری برخوردار بودند. و از طرف دیگر یافته‌ها به وضوح بیانگر این هست که سیاست‌های فعلی نتوانسته‌اند به طور مؤثر به تقویت کسب‌وکارهای گردشگری منجر شوند. نتیجه کلی حاکی از نیاز فوری به تغییر رویکرد و تدوین سیاست‌های یکپارچه، مشارکت‌محور و عملی است که به‌طور همزمان بر توانمندسازی جامعه، بازاریابی هوشمند و اصلاح نهادهای محلی متمرکز باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نابرابری فضایی و روند زمانی عدالت بیمه‌ای در نواحی روستایی (مورد مطالعه: بیمه اجتماعی کشاورزان، روستائیان و عشایر استان کردستان)</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4224.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، واکاوی توزیع عدالت فضایی بیمه‌ای در نواحی روستایی استان کردستان با تأکید بر صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر است. پژوهش از نظر روش ، کمی و با رویکرد تحلیل فضایی انجام شده است. داده‌های سال ۱۴۰۲ از صندوق مذکور و مرکز آمار ایران استخراج گردید. برای تحلیل الگوهای فضایی از شاخص خودهمبستگی فضایی موران، تحلیل تراکم فضایی و تکنیک تحلیل نقاط داغ بهینه شده در محیط GIS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استان کردستان با نرخ بهره‌برداری ۳۹ درصدی بالاتر از میانگین کشوری (۱۷ درصد) قرار دارد، اما توزیع فضایی در سطح شهرستان‌ها عمیقاً نابرابر است. آماره موران (8.32=Z و 00/0=P) حاکی از الگوی خوشه‌ای معنادار است. لکه‌های داغ در شرق استان (بیجار، قروه، دهگلان) و لکه‌های سرد در غرب مرزی (بانه، مریوان) متمرکز شده‌اند. نسبت پشتیبانی نیز الگوی معکوسی نشان می‌دهد: بیجار با ۵.۶ پایین‌ترین و مریوان با ۴۲ بالاترین مقدار را دارد. این یافته‌ها نشان‌دهنده دو پدیده است: نخست، شکاف فضایی عمیق میان شرق و غرب استان؛ دوم، پارادوکسی که در آن مناطق موفق در جذب اولیه بیمه‌شدگان، امروز با چالش پایداری مالی (ناشی از افزایش مستمری‌بگیران) مواجه‌اند. بنابراین، تحقق عدالت توزیعی بیمه‌ای در نواحی روستایی کردستان نیازمند سه اقدام است: سیاست‌های هدفمند مکان‌مبنا، توسعه زیرساخت‌ها در مناطق مرزی و مدیریت تعادلی منابع میان شهرستان‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش کسب و کارهای خلاق گردشگری در تاب آوری اقتصادی نواحی روستایی</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4232.html</link>
      <description>نواحی روستایی در دهه‌های اخیر در معرض مجموعه‌ای از شوک‌ها و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فضایی قرار گرفته‌اند که پیامد آن افزایش ناپایداری معیشتی، شکنندگی ساختار اقتصادی و کاهش ظرفیت بازیابی در برابر بحران‌ها بوده است. در این میان، تاب‌آوری اقتصادی به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی توسعه پایدار روستایی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش توسعه کسب‌وکارهای خلاق گردشگری در تقویت تاب‌آوری اقتصادی نواحی روستایی، تلاش دارد چارچوبی مفهومی و یکپارچه از سازوکارهای اثرگذاری این نوع کسب‌وکارها بر اقتصاد روستاها ارائه دهد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است و با رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌ها از طریق مرور نظام‌مند و تحلیلی منابع علمی معتبر داخلی و خارجی در حوزه‌های تاب‌آوری اقتصادی، گردشگری خلاق، کارآفرینی روستایی، پایداری و اقتصاد دیجیتال گردآوری شده‌اند. در تحلیل داده‌ها، از تکنیک‌های تحلیل محتوای کیفی، تحلیل مفهومی و تطبیق نظری به منظور استخراج مؤلفه‌ها و ترسیم مدل مفهومی نهایی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توسعه کسب‌وکارهای خلاق گردشگری از طریق مجموعه‌ای از سازوکارهای میانجی شامل تنوع اقتصادی، انعطاف‌پذیری بازار کار، تقویت سرمایه اجتماعی، توسعه منابع مالی و نهادی محلی و بهبود زیرساخت‌ها، به افزایش ظرفیت تاب‌آوری اقتصادی روستاها منجر می‌شود. نتایج بیانگر آن است که گردشگری خلاق نه‌تنها منبعی به منظور درآمدزایی کوتاه‌مدت، بلکه محرکی ساختاری برای بازآرایی اقتصاد محلی و کاهش وابستگی به فعالیت‌های تک‌محصولی است. در مجموع، پژوهش حاضر بر ضرورت توجه به کسب‌وکارهای خلاق گردشگری به‌عنوان یک راهبرد تاب‌آورساز در برنامه‌ریزی توسعه روستایی تأکید می‌کند و می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و مداخلات توسعه‌ای آینده فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوی مدیریت نوین روستایی در سازمان دهیاری‌ها با رویکرد هولوگرافیک: مورد مطالعه بخش مرکزی شهرستان سراب</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_3943.html</link>
      <description>سازمان‌های برای پرهیز از  مسائل و مشکلات تمرکززدایی به‌ویژه در زمانی که پراکندگی این واحدها زیاد باشد مجبورند به دنبال روش‌هایی باشند که به مدد آنها یادگیری و همچنین، ویژگی‌های کل را در یکایک اجزاء متبلور سازند تا هر جزء آینه تمام‌نمای کل باشد. روش طراحی سازمان‌های هولوگراف روشی است که برای سازمان‌ها امکان رسیدن به هدف مذکور را فراهم می‌آورد. هدف اصلی این پژوهش طراحی مدلی از سازمان هولوگراف در مجموعه دهیاری‌ها بود به‌گونه‌ای که هر یک از دهیاری‌ها در صورت قطع ارتباط با سازمان مرکزی (وزارت کشور) به حیات خود ادامه دهند. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، بنیادی و روش&amp;amp;shy;شناسی آن از نوع کیفی با رویکرد متوالی - اکتشافی بود. داده‌های کیفی با استفاده از مصاحبه با 20 نفر از صاحب‌نظران علمی و کارشناسان بخشداری بخش مرکزی شهرستان سراب که به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شده بودند، جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها در این تحقیق به روش داده‌بنیاد با استفاده از رویکرد کدگذاری سه‌مرحله‌ای استراوس و کوربین انجام شد. یافته‌های پژوهش شامل مدل شش بعدی (مقوله اصلی و کدگذاری انتخابی) توسعه اقتصادی، توسعه صنعتی، توسعه سیاسی، توسعه دانشی، توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی با 73 مقوله فرعی (کدگذاری محوری) و 113 زیر مقوله&amp;amp;shy; (کدگذاری باز) در راستای تقویت خاصیت خودمانایی (تبلور ویژگی‌های کل در اجزاء) برای سازمان دهیاری‌ها بود. ارائه مدل بهینه مدیریت روستائی با رویکرد هولوگرافیک می‌تواند دستاوردی نوین باشد که باوجود تمام محدودیت‌های فرایندی، امکان توسعه و بررسی در ابعاد و شیوه‌های دیگر پژوهشی خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل پیش‌برنده و بازدارنده مؤثر در تحقق‌پذیری توسعه روستای هوشمند: مورد مطالعه روستاهای بخش مرکزی شهرستان مشگین‌شهر</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4002.html</link>
      <description>رویکرد روستاهای هوشمند از پیشرفت‌های برجسته در فناوری‌های ارتباطی بهره می‌برد که این امر باعث گردآمدن برای توسعه برنامه‌های کاربردی سازگارتر و تقویت ارتباطات و مذاکرات چالش‌برانگیز با جوامع محلی می‌شود. باتوجه‌به اهمیت این مسئله، در پژوهش حاضر به بررسی عوامل پیش‌برنده و بازدارنده مؤثر در تحقق‌پذیری توسعه روستای هوشمند نمونه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان مشگین‌شهر پرداخت شد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی است که باتوجه‌به مؤلفه‌های مورد بررسی رویکرد حاکم بر آن توصیفی- تحلیلی است. تکنیک لازم برای به‌دست‌آوردن داده‌های موردنیاز کتابخانه‌ای و میدانی پرسشنامه بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر 100 نفر از کارشناسان و 400 نفر طبق فرمول کوکران از ساکنان روستاهای بخش مرکزی شهرستان مشگین‌شهر است. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای Excel، SPSS و LISREL بهره گرفته شد. نتایج نشان داد؛ طبق تخمین‌های بار عاملی، عامل زیرساختی ـ کالبدی با ضریب اثر 907/0، متغیر اقتصادی با ضریب اثر 879/0، متغیر مدیریتی با ضریب اثر 867/0، محیط‌زیستی با ضریب اثر 812/0، و متغیر اجتماعی ـ فرهنگی با ضریب اثر  695/0 به ترتیب مهم‌ترین عامل بازدارنده مؤثر بر توسعه هوشمند روستایی هستند. همچنین عامل سرمایه انسانی با ضریب اثر 924/0، عامل کالبدی ـ زیرساختی با ضریب اثر 907/0، عامل محیط زیستی با ضریب اثر 892/0، متغیر اجتماعی ـ فرهنگی با ضریب اثر 852/0 و متغیر اقتصادی با ضریب اثر 805/0 به ترتیب مهم‌ترین عامل پیش‌برنده مؤثر بر توسعه روستای هوشمند هستند. طبق نتایج آزمون روستاهای بخش مرکزی مشگین‌شهر از لحاظ گویه&amp;amp;lrm;های عوامل بازدارنده و پیش‌برنده توسعه روستای هوشمند در وضعیت مناسبی قرار ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل اثرگذار بر تمایل جوامع محلی نسبت به اجرای طرح یکپارچه سازی اراضی کشاورزی در شهرستان شوشتر</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4018.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، مدل‌سازی عوامل مؤثر بر افزایش تمایل رفتاری جوامع محلی به اجرای طرح یکپارچه‌سازی اراضی در بخش میان‌آب شهرستان شوشتر بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کشاورزان این بخش ( ) بودند که از میان آن‌ها، بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای-تصادفی، ۳۰۱ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ای بود که روایی آن بر پایه نظر اعضای هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ سنجیده شد. همچنین از شاخص‌های میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) و پایایی ترکیبی (CR) به ترتیب برای تعیین روایی سازه و پایایی مدل استفاده گردید. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای موانع، حمایت‌ها (تسهیلات)، ادراک از رفتار دیگران، خودکارآمدی و انتظارات پیامدی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تمایل رفتاری کشاورزان داشته و در مجموع توانسته‌اند ۵۲ درصد از تغییرات متغیر تمایل رفتاری را تبیین کنند. در نهایت، باتوجه‌به اهمیت موضوع، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان با وضع قوانین بازدارنده برای جلوگیری از خردشدن و تغییر کاربری اراضی و با درنظرگرفتن مقتضیات محلی، گام‌های مؤثری در راستای ترویج تجمیع اراضی و حفاظت از این منابع طبیعی بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و مقایسه عملکرد دهیاری‌ها در مدیریت نوین روستایی با تأکید بر درجه دهیاری: مطالعه موردی شهرستان زرند</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4019.html</link>
      <description>دهیاری‌ها به‌عنوان نهاد اجرایی مدیریت محلی در نواحی روستایی، نقش مهمی در برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرای برنامه‌های توسعه روستایی ایفا می‌کنند. ارزیابی عملکرد این نهادها می‌تواند زمینه شناسایی نقاط قوت و ضعف آن‌ها را فراهم سازد و به بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده منجر شود. بااین‌حال، ارزیابی عملکرد این نهاد به‌ویژه باتوجه‌به نظام درجه‌بندی آن کمتر موردتوجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد دهیاری‌ها از دیدگاه روستاییان و بررسی رابطه بین &amp;amp;laquo;درجه دهیاری&amp;amp;raquo; با ابعاد پنج‌گانه عملکرد (اقتصادی، خدماتی -عمرانی، فرهنگی-اجتماعی، کالبدی-زیست‌محیطی و رفتاری) در شهرستان زرند است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارها در روستاهای دارای دهیاری باسابقه بیشتر از ۵ سال بود که با استفاده از فرمول کوکران ۲۶۰ نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب و موردمطالعه واقع شدند. ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، پرسش&amp;amp;shy;نامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان توسعه روستایی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در بازه 95/0 الی 98/0 تأیید شد. نتایج نشان داد ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ نمره ﻋﻤﻠﮑﺮد دﻫﯿـﺎران در توسعه روﺳـﺘﺎﯾﯽ 57/2 است که در ﺣﺪ ﺿﻌﯿﻒ ارزﯾﺎﺑﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. نتایج آزمون t تک نمونه‌ای نشان داد که عملکرد دﻫﯿﺎران در ابعاد اقتصادی (۰۴/۲)، خدماتی-عمرانی (۶۹/۲)، فرهنگی-اجتماعی (۵۹/۲) و کالبدی-زیست‌محیطی (۴۷/۲) ضعیف است، اما بعد رفتاری (۲۵/۳) عملکردی بالاتر از حد متوسط داشت. آزمون همبستگی اسپیرمن حاکی از وجود رابطه مستقیم و معنی‌دار بین درجه دهیاری با عملکرد در ابعاد فرهنگی-اجتماعی (۱۸۸/۰ = r، ۰۰۲/۰P=)، کالبدی-زیست‌محیطی (۱۷۳/۰ = r، ۰۰۵/۰ P=)، خدماتی-عمرانی (۱۵۴/۰ = r، ۰۱۳/۰ P=) و رفتاری (۱۲۴/۰ = r، ۰۴۵/۰ P=) بود. اما رابطه معنی‌داری بین درجه دهیاری و عملکرد اقتصادی مشاهده نشد (۰۹۶/۰ = P). همچنین، آزمون فریدمن نشان داد بیشترین میانگین رتبه‌ای مربوط به بعد رفتاری (۵۷/۴) و کمترین مربوط به بعد اقتصادی (۴۱/۱) است (۰۰۱/۰ &amp;amp;gt; P).</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین رفتار سازگاری معیشتی روستاییان در برابر تغییرات اقلیمی: مورد مطالعه کشاورزان مناطق روستایی استان لرستان</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4042.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی به دلیل چالش‌هایی که در همه بخش‌های توسعه اقتصادی ایجاد می‌کنند، همچنان موضوع نگرانی جهانی است و مشــکلات بســیاری از جملــه‌ فقــر و نــابرابری و کاهش‌ تولید محصـولات کشـاورزی را به وجود آورده است. این‌ مطالعه‌ تلاش نموده تا با بهره&amp;amp;shy;گیری از دو نظریة انگیزش حفاظت‌ و رفتار برنامه&amp;amp;shy;ریزی شده به بررسی‌ عوامل‌ مؤثر بر سازگاری و نیت‌ کشاورزان نسبت‌ به‌ تغییرات اقلیمی‌ بپردازد. جامعة آماری این‌ مطالعه‌، کشاورزان استان لرستان هستند که‌ از میان آنها نمونه‌ای به‌ حجم‌ ۳۷۵ کشاورز با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی‌ انتخاب شد. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات، از پرسشنامه استاندارد استفاده گردید و داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج‌ نشان داد که‌ مدل مفهومی‌ این‌ مطالعه‌ برازش بسیار خوبی‌ با داده&amp;amp;shy;ها داشت‌ و در مجموع چارچوب نظری مطالعه‌ توانست‌ ۹۸ درصد از تغییرات واریانس‌ نیت‌ سازگاری کشاورزان در برابر تغییرات اقلیمی‌ را تبیین‌ نماید. همچنین باتوجه‌به یافته‌های مطالعه، خودکارآمدی و درک ریسک تأثیر مثبت و معناداری بر قصد سازگاری نشان می&amp;amp;shy;دهند و هر چه کشاورزان خودکارآمدی و درک ریسک بیشتری داشته باشد، قصد سازگاری آنها در مواجهه با تغییرات اقلیمی نیز افزایش پیدا می&amp;amp;shy;کند و بهتر می‌توانند خود را با این شرایط تطبیق دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق شاخص‌های کالبدی و نهادی کیفیت زندگی در روستاهای در حال ادغام و مستقل: مطالعه موردی شهرستان بیرجند</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4107.html</link>
      <description>تحول در الگوی سکونتگاه‌های پیرامونی و فرایند ادغام روستایی-شهری، یکی از چالش‌های بنیادین در برنامه‌ریزی منطقه‌ای محسوب می‌شود که بازتعریف مؤلفه‌های کیفیت زندگی را ضروری می‌سازد. پژوهش حاضر باهدف واکاوی تطبیقی کیفیت زندگی در روستاهای در حال ادغام و روستاهای مستقل شهرستان بیرجند، بر مبنای دو ساخت کالبدی و نهادی انجام شده است. با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش مقایسه‌ای، داده‌ها از طریق ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و مشاهدات میدانی گردآوری و با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری (از جمله همبستگی پیرسون و آزمون من- ویتنی) در نرم‌افزارSPSS  مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش حاکی از وجود تفاوت معنادار در سطح کیفیت زندگی میان دو گروه موردمطالعه است؛ به‌گونه‌ای که اگرچه روستاهای در حال ادغام در بهره‌مندی از زیرساخت‌های نهادی و خدماتی نسبت به روستاهای مستقل برتری دارند، اما این فرایند با بروز پیامدهای ساختاری نظیر فرسایش اراضی کشاورزی، تنش بر منابع آب و مخاطرات مربوط به تضعیف هویت فرهنگی و اجتماعی همراه بوده است. نتایج این مطالعه بر لزوم گذار از برنامه‌ریزی تک‌بعدی به سمت تدوین سیاست‌های توسعه پایدار و متوازن در مناطق پیرامونی شهری تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشران‌های کلیدی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در نواحی روستایی استان آذربایجان شرقی</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4124.html</link>
      <description>جهان آینده نامشخص و پر از ناپایداری‌هاست. در جامعه روستایی آینده، شالوده توسعه در مسائلی همچون رقابت‌های فضایی و سایر مسائل مشابه نهفته است و اغلب آن‌ها دقیقاً منطبق با پیش‌بینی‌ها از راه خواهند رسید و روش کار انسان را تغییر خواهند داد. برنامه‌ریزی برای آینده چارچوب توسعه مناسبی برای روستاها جهت حضور موفق در جهان آینده نیست و امروزه مؤلفه‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات  به طور مستقیم زندگی ساکنان روستایی را تحت‌تأثیر قرار داده است. در این راستا در مطالعه حاضر سعی گردیده در استان آذربایجان شرقی به‌عنوان منطقه موردمطالعه فرایند تحلیل اثرات ساختاری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کیفی بوده بر اساس هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی، از بعد زمان مبتنی بر رویکرد آینده‌نگاری است. نتایج حاصل از بررسی استنادی به‌صورت پرسشنامه محقق ساخته، در اختیار پاسخگویان متشکل از  31 نفر کارشناس و خبره قرار داده شد. روند تحلیل ساختاری تأثیرات متقابل عوامل بر یکدیگر با ماتریسی که ابعاد آن (23&amp;amp;times;23) از طریق مصاحبه با پانل به‌دست‌آمده بود، تشکیل شد. آنچه از بررسی وضعیت صفحه پراکندگی متغیرهای مؤثر حاصل شد، وضعیت ناپایداری سیستم است. درمجموع تعداد 7 پیشران کلیدی (&amp;amp;laquo;تحقیقات بومی‌سازی شده، تعامل محققان، بومی‌سازی محتوا، بازخورد و شناخت فناوری‌ها، آموزش تخصصی، بهره‌گیری از تجارب دیگر کشورها، و تبیین ضرورت توسعه ICT در بین روستاییان&amp;amp;raquo;) شناسایی شدند که برحسب ماتریس تأثیرگذاری و وابستگی بالقوه مستقیم و غیرمستقیم متغیر &amp;amp;laquo;اجرای تحقیقات درون روستایی با همکاری روستاییان جهت سازگاری اصول توسعه مبتنی بر ICT با شرایط منطقه&amp;amp;raquo; در رتبه اول تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت&amp;shy; بندی راهبردهای کاهش فقر در نواحی روستایی شهرستان میاندوآب</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4134.html</link>
      <description>شکاف موجود در ادبیات کاهش فقر روستایی اغلب ناشی از تمرکز بیش از حد بر مدل‌های کلان اقتصادی است، درحالی‌که تأثیر متقابل استراتژی‌های بومی محلی و منطقه‌ای بر پویایی فقر در اقلیم‌های خاص همچنان نیازمند تحلیل عمیق است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف تحلیل و اولویت&amp;amp;shy;بندی راهبردهای کاهش فقر در نواحی روستایی تدوین و از لحاظ هدف از نوع کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده&amp;amp;shy;ها و اطلاعات از مطالعات اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو جغرافیایی، شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان، خبرگان محلی، دهیاران، شوراهای اسلامی، مسئولین ادارات و غیره بودند که با روش نظریه مبنایی و انجام 31 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته مهم‌ترین قوت&amp;amp;shy;ها، ضعف&amp;amp;shy;ها، تهدیدها و فرصت&amp;amp;shy;ها شناسایی و از نظرات 16 و 14 نفر به ترتیب جهت رتبه&amp;amp;shy;بندی عوامل داخلی و خارجی و اولویت&amp;amp;shy;بندی راهبردهای کاهش فقر استفاده شد. برای تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل داده&amp;amp;shy;ها از تحلیل SWOT و ماتریس QSPM استفاده شد. یافته&amp;amp;shy;ها نشان داد موقعیت استراتژیک شهرستان در نقطه راهبردی رقابتی - تنوع (ST) قرار دارد؛ بدین معنا که باوجود تهدیدهای محیطی، نقاط قوت داخلی شهرستان امکان بهره‌برداری از فرصت‌های توسعه‌ای را فراهم می‌سازد. همین&amp;amp;shy;طور، مهم‌ترین راهبردهای کاهش فقر در این شهرستان عبارت‌اند از 1)حمایت نظام‌مند دولت از کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک روستایی از طریق تسهیل فرایندهای پیچیده اداری و اعطای اعتبارات مالی هدفمند؛ 2)گسترش کشاورزی هوشمند و مقاوم به تغییرات اقلیمی به‌عنوان زمینه‌ای مناسب برای جذب سرمایه‌گذاران و تقویت پویایی اقتصادی روستاها؛ 3)ترویج الگوی کشت جایگزین (محصولات با نیاز آبی اندک نظیر زعفران، پسته و غیره) به‌منظور مقابله با خشکسالی و آثار منفی خشکی دریاچه ارومیه؛ 4)جلب حمایت دولت و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی برای توسعه مشاغل خدماتی و گردشگری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش احساس تعلق مکانی - فضایی خانوارهای روستایی شهرستان بیرجند</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4207.html</link>
      <description>احساس تعلق مکانی، به‌عنوان بازتابی از پیوندهای شناختی، عاطفی و کارکردی انسان با محیط، نقشی بنیادین در پایداری سکونتگاه‌های روستایی و ظرفیت جوامع محلی برای مواجهه با تحولات جمعیتی، اقتصادی و محیطی ایفا می‌کند. با وجود اهمیت این مفهوم، تضعیف کارکردهای اقتصادی و کاهش چشم‌انداز ماندگاری جمعیت در بسیاری از روستاها این پرسش را مطرح می‌کند که تعلق مکانی در سکونتگاه‌های روستایی تا چه اندازه از بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی و تا چه اندازه از مؤلفه‌های اقتصادی، محیطی و عملکردی تأثیر می‌پذیرد. پژوهش حاضر با هدف سنجش و تحلیل مؤلفه‌های احساس تعلق مکانی در روستاهای شهرستان بیرجند انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری شامل خانوارهای ساکن در روستاهای بالای 50 خانوار شهرستان بیرجند بود که از میان آنها 30 روستا با مجموع 3685 خانوار به‌عنوان جامعه موردمطالعه انتخاب شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 348 خانوار تعیین و داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی تک نمونه‌ای و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که احساس تعلق مکانی در مجموع در سطح متوسط قرار دارد، اما میان مؤلفه‌های آن تفاوت معناداری مشاهده می‌شود. در میان شش مؤلفه مورد بررسی، پیوندهای اجتماعی (82/3)، هویت مکانی (81/3) و دلبستگی عاطفی (23/3) وضعیت مطلوب‌تری داشتند؛ در مقابل، وابستگی اقتصادی و معیشتی (71/2)، تعلق اکولوژیکی و کالبدی (56/2) و به‌ویژه تداوم و ماندگاری مکانی (20/2) در سطوح پایین‌تری قرار گرفتند. این الگو نشان می‌دهد که تعلق مکانی در روستاهای موردمطالعه عمدتاً بر سرمایه‌های اجتماعی، روابط خویشاوندی، اعتماد متقابل، خاطرات مشترک، میراث تاریخی ـ فرهنگی و تجربه زیسته استوار است، درحالی‌که بنیان‌های اقتصادی، کالبدی و آینده‌نگر آن از استحکام کمتری برخوردارند؛ بنابراین، تعلق عاطفی و هویتی موجود، به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده ماندگاری جمعیت و پایداری سکونتگاه‌های روستایی باشد. تقویت پیوند میان تعلق اجتماعی و هویتی با فرصت‌های معیشتی، کیفیت محیطی و چشم‌انداز روشن برای آینده سکونت، می‌تواند به‌عنوان یکی از الزامات سیاست‌گذاری برای کاهش آسیب‌پذیری جمعیتی و ارتقای پایداری روستاها موردتوجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قصد کشاورزان در بکارگیری فناوری&amp;shy; های گردشگری هوشمند کشاورزی در استان کرمانشاه: تلفیق مدل رفتار برنامه &amp;shy;ریزی شده و پذیرش فناوری</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4208.html</link>
      <description>گردشگری هوشمند کشاورزی با بهره&amp;amp;shy;گیری از رویکردهای نوآورانه، فناوری&amp;amp;shy;های نوین و افزایش پایه&amp;amp;shy;های تکنولوژی گردشگری به پیشرفت پایدار روستایی کمک می&amp;amp;shy;کند. اما توسعه آن در بین کشاورزان با محدودیت مواجه است. این پژوهش توصیفی-همبستگی با تلفیق مدل رفتار برنامه&amp;amp;shy;ریزی شده و پذیرش فناوری به بررسی عوامل مؤثر بر قصد کشاورزان به استفاده از فناوری&amp;amp;shy;های گردشگری هوشمند پرداخته است. جامعه&amp;amp;shy;ی آماری پژوهش کشاورزان استان کرمانشاه بودند (N=164000) که بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه&amp;amp;shy;گیری چند مرحله&amp;amp;shy;ای تصادفی (بر اساس اقلیم&amp;amp;shy;های متفاوت استان) تعداد 384 تن به عنوان نمونه انتخاب شدند (n=384). به منظور جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تحلیل داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از نرم افزار SPSSWIN22 و SmartPLSWIN3 انجام شد. بر اساس نتایج متغیرهای هنجار ذهنی و نگرش بر قصد پذیرش فناوری توسط کشاورزان تأثیر داشتند. همچنین دو متغیر درک سهولت استفاده و درک سودمندی به صورت غیر مستقیم و از طریق نگرش و هنجار ذهنی بر قصد پذیرش کشاورزان تأثیر داشتند. اما تأثیر متغیر کنترل رفتاری درک شده معنادار نشد. پژوهش نشان داد که کنترل رفتاری درک شده، بر خلاف انتظار نقشی در شکل&amp;amp;shy;گیری قصد کشاورزان ندارد. این یافته لزوم تغییر راهبردهای ترویجی از تمرکز بر حمایت&amp;amp;shy;های فنی به سمت سرمایه&amp;amp;shy;گذاری برالگوسازی اجتماعی و تبلیغ مزایای ملموس را آشکار می&amp;amp;shy;سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش مشارکت زنان روستایی در اداره و تصمیم گیریهای محلی شهرستان ساری</title>
      <link>https://vssd.birjand.ac.ir/article_4305.html</link>
      <description>مشارکت زنان روستایی در اداره و تصمیم‌گیری‌های محلی، به عنوان یکی از ارکان حکمرانی محلی، نقش مهمی در ارتقای سرمایه اجتماعی، کارآمدی مدیریتی و تحقق توسعه پایدار روستایی ایفا می‌کند. هدف این تحقیق، ارزیابی نقش مشارکت زنان روستایی در اداره و تصمیم‌گیری‌های محلی شهرستان ساری است. این پژوهش از حیث هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و از منظر ماهیت و روش، در دسته مطالعات توصیفی-تحلیلی قرار می‌گیرد. فرآیند گردآوری داده‌ها با تلفیق مطالعات کتابخانه‌ای و تحقیقات میدانی (به‌واسطه ابزار پرسش‌نامه) صورت پذیرفت. جامعه نمونه شامل ۱۹۶ نفر از زنان روستایی بود که با استفاده از فرمول کوکران و به شیوه نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. در نهایت، تجزیه و تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از شاخص‌های آماره توصیفی (میانگین، انحراف‌معیار، واریانس) و آزمون‌های استنباطی (t تک‌نمونه‌ای و همبستگی) انجام گرفت. یافته‌ها تحقیق نشان می‌دهد که شاخص اجتماعی-فرهنگی با میانگین (19/3) در وضعیت معناداری قرار دارد، اما در سایر شاخص‌ها شامل کالبدی (88/2)، زیست‌محیطی (55/2)، فیزیکی (52/2) و نهادی (86/1) مشارکت با مشکلاتی مواجه است. این شکاف آماری بیانگر آن است که علی‌رغم حضور فیزیکی، مشارکت زنان در این منطقه از نوع «مشارکت بدون قدرت» است؛ به این مفهوم که زنان در فرآیندهای کلیدی تصمیم‌گیری و مدیریت محلی فاقد نقش تعیین‌کننده هستند. همچنین یافته‌های حاصل از این آزمون همبستگی نشان می‌دهد که میان شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی‌فرهنگی و کالبدی، یک رابطه مستقیم و تقویت‌کننده برقرار است؛. معنادار بودن این روابط در سطح اطمینان ۹۹ درصد نشان می‌دهد که این یافته‌ها اتفاقی نیستند، بلکه از یک سازوکار واقعی و قابل اتکا در جامعه</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
